قند عسل مامان و بابا برای پسر گلم آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان چهار شنبه 20 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 12:11 :: نويسنده : زهرا-مصطفی
پسر مامانی. سلام . خوبی مادری. مامان جونم الان که دارم می نویسم تو هم داری وول وول می خوری عزیزم. اینروزها سرکار خیلی برام سخته چون نه می تونم بشینم و نه می تونم سرپا واستم فقط همش دلم میخواد دراز بکشم که سر کار نمی شه.عزیز دلم هنوز رو انتخاب اسمت مردد هستیم و لی باباجون همچنان رو حرفش هست و می گه یزدان بزاریم اسمتو ولی من دوست داشتم اسمت یا اریا باشه سیا پارسا یا ارش مخصوصا اریا رو خیلی دوست داشتم. دیگه ببینیم تا لحظه اخر چی می شه توکل به خدا .امروز تو نینی سایت یه لیست گرفتم که ساک بیمارستانو ببندم دیروز با باباجون رفتیم که پتو برات بخریم کمرم درد مییکرد نتونستیم زیاد بگردیم. ولی دیگه باید خرید های نهایی رو انجام بدیم دیگه . دیوز با بابات به این فکر می کردیم که اگه تو زود تر از اینکه مامان جون بیاد بخوای دنیا بیای هیچی لباس نداری نمی دونم خدا خودش همه چیزو راست و ریست کنه چون من خیلی از زایمان می ترسم و بیشتر فکرم مشغول این قضیست برام مون دعا کم پسر نانازی من نظرات شما عزیزان: پيوندها
|
|||||||||||||||||
![]() |